تبليغاتX
یاسهای منتظر
مخصوص منتظران ظهور

 يه سوال ؟؟؟

به نظر شما تيترروزنامه هاي روزشنبه بعد از ظهور آقا چيه ؟

 

هركي،هرچي به ذهنش ميرسه لطفا توي نظرات بنويسه.

 

منتظر جملات قشنگتون هستم

 

به اميد اون روز

 http://www.sarbaze-mahdi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 8:43  توسط سعید  | 


درد و دل رهبر عزيزمان با آقا

ای سید ما ای مولای ما (عج) ،

 ما آنچه باید بکنیم انجام میدهیم و آنچه باید
گفت گفتیم و خواهیم گفت،من جان ناقابلی دارم،
جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به من دادید، همه اینها را در راه این انقلاب و این اسلام فدا خواهم کرد. اینها هم نثار شما باشد.

سید ما مولای ما دعا کن برای ما. صاحب ما و صاحب این کشور و صاحب این انقلاب تویی.
پشتیبان ما شما هستی. ما این راه را ادامه خواهیم داد .با قدرت هم ادامه خواهیم داد. ما را با دعای خویش پشتیبانی فرما. (مقام معظم رهبری)

http://www.sarbaze-mahdi.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 8:39  توسط سعید  | 

عمري به انتظار نشستم نيامدي
دل را به روي غير تو نبستم نيامدي
دل را براي آمدنت مهربان من
روزي هزار بار شکستم نيامدي
امروز هم که با همه بي پناهي ام
عاشق تر از هميشه ات هستم نيامدي
گفتم اگر بيايي اي مهربان ترين
بعد از خدا ترا بپرستم نيامدي
گفتند سبزپوش تو از کعبه مي رسد
هر جمعه رو به قبله نشستم نيامدي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 8:32  توسط سعید  | 

ديشب كسى براى تو سجاده وا نكرد
بغضى ترك نديد و گلويى صدا نكرد
انگار ما بدون حضور تو راحتيم
وقتى كسى براى ظهورت دعا نكرد

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 23:29  توسط سعید  | 

چه انتظار عجیبی!

توبین منتظران هم عزیز من چه غریبی!!!

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت.

چه بی خیال نشستیم

نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم

خدا کند که بیایی..........

http://saniyehaye-entezar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 22:57  توسط سعید  | 

ای امید بی پناهم
 
موعودا! دیرهنگامی است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره های اشتیاقت، سوخته ایم .
باغ آرزوها به شوق بهارروی تو خزانها را می شمارد و چکامه های خونین شقایق را می نگارد;
نرگسها داغ هجر تو بر سینه دارند;
عروسان چمن جز به مژده جمال دلارایت سر زحجله عیش برنیارند;
ای دست دست کردگار!
معراج نشینی بگذار از پرده غیبت به درآی و رخسار محمدی بنما;
که خیل منتظران در فرودست وعیدهای دنیایی ، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند. ای گوشوار عرش الهی! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین ، بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سرخوشیم ; هر صبح و مسا، یاد طلوع تو را در سینه می پرورانیم و پرتو چهر تو را در دیده نقش می زنیم.
ای امید بی پناهان ، بیا ... بیا . از ثری تا به ثریا، دلهای بی قراران ، شیدای یک نگاهت .
از سوی تا ماسوی جانهای بی پناهان ، نثار قدمهایت .
بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشان و قضای عهد انتظار را دستی برافشان.

http://www.ya-emamzaman.mihanblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 20:37  توسط سعید  | 

اين عيد فطر است كه جشن گرفته ايم

كي مي شود كه عيد  حضور تو  را جشن بگيريم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 0:22  توسط سعید  | 

صبح ِطلوع ِ شعر و غزل ، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعای تو



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 0:19  توسط سعید  | 


مقدمه:

صهيونيسم مسيحى واژه اى است كه براى شاخه افراطى پروتستان هاى آمريكايى به كار مى رود. اين گروه به جهت حمايت از اسرائيل، بدين نام مشهور شد ه ا ند. واما مسيحيت به سه شاخه كاملا جدا و مخالف يكديگر يعنى كليساى كاتوليك روم، ارتدكس وپروتستان تقسيم شده است . اين سه كليسا در اعتقادات دينى ومراسم عبادى كاملا از يكديگر جدايند ومانند سه دين مختلف عمل مى كنند وحتى انجيل كليساى پروتستان با انجيل كليساى كاتوليك تفاوت زيادى دارد. يكى از ويژگى هاى كليساى پروتستان رابطه بسيار نزديك آن ها با دولت هاى اروپایا یی مى باشد و اين دولت ما براى ترویج مسيحيت پروتستان از مبلغان خود دركشورهاى جهان سوم حمايت هاى گسترده مالى، تبليغاتى وسياسى مى كنند؟ به عنوان مثال در انگليس، دولت وكليساى پروتستان از هم جدا نيست وملكه انگليس در رأس دولت وكليسا قرار دارد.
در يك قرن گذشته جريان جدیدى كه در بين پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است، مكتب نو ظهور "مبلغان انجيل مى باشد. قبل از جنگ جهانى دوم اين مكتب نوظهور به بنيادگرايى معروف وشعار آن ها بازگشت به انجيل وتغيير جامعه با تحول فرهنگى بود وهدف آن ها به وجود آوردن حكومت در آمريكا بر مبناى بنيادهاى انجيل مى باشد. بعد از جنگ جهانى دوم، بنيادگرايان آمريكايى خود را مبلغان انجيل معرفى كردند و با استفاده گسترده از وسايل ارتباطات جمعى توانستند در جامعه آمريكا نفوذ فراوانى به دست آورند واكنون اين جريان قدرتمندترين وفعال ترين تشكيلات دينى در آمريكا محسوب مى شود و در مراكز سياسى اين كشور نفوذ زيادى دارند.
اصول ومبانى جریان مبلغان انجيل در آمريكا وانگليس، حمايت همه جانبه عقيدتى وسياسى از صهيونيسم مى باشد و آن ها اعتقاد دارند كه پيروان كليساى پروتستان براى ظهور دوباره مسيح بايد چند خواسته مسيح راكه در تفاسیر انجيل در قرن بيستم به عنوان پيشگويى هاى انجيل بيان شده، عملى نمايند . اين جريان نوظهور در پروتستانَيسم با عنوان خواسته هاى مسيح شهرت دارد . پيروان اين مكتب خود را از مبلغان انجيل مى دانند واعتقاد دارند پيروان اين مكتب، مسيحيان دوباره تولد يافته مى باشند كه فقط اينان اهل نجات خواهند بود وديگران هلاک خواهند شد. از ويژگى هاى ممتاز پيروان اين مكتب اعتقاد راسخ وتعصب خاص به صهيونيسم مى باشد وتعصب اين مسيحيان به صهيونيسم بيش از صهيونيست هاى يهودى مقيم اسرائيل و آمريكا مى باشد . مطابق اعتقادات مكتب فوق به وسيله پروتستان ما حوادثى بايد به وقوع بپيوندد تا مسيح دوباره ظهور نمايد وپيروان اين مكتب وظيفه دينى دارند براى تسريع در عملى شدن اين حوادث كوشش نمايند. حوادثى كه توسط آن ها بايد عملى شوند، عبارتند از
1- يهوديان از سراسر جهان بايد به فلسطين آورده شوند وكشور اسرائيل درگستره اى از رودخانه نيل تا رودخانه فرات به وجود آيد ويهوديانى كه به اسرائيل مهاجرت نمايند، اهل نجات خواهند بود
2- يهوديان بايد دو مسجد اقصى وصخره در بيت المقدس را منهدم كنند و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 1:11  توسط سعید  | 

اي كاش علي شويم و عالي باشيم

هم سفره كاسه سفالي باشيم

چون سكه به دست كودكي برق زنيم

نان آور سفره هاي خالي باشيم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 10:15  توسط سعید  | 

روي تصوير زير كليك راست كنيد و گزينه set as desktop item…     را انتخاب كنيد سپس تاييد كنيد

سعي كنيد بعد از خروج از اينترنت اين كار را انجام دهيد و اگر ميخواهيد تصوير قفل شود مراحل زير را انجام دهيد:

روي desktop كليك راست كنيد و گزينه properts  را انتخاب و سپس در صفحه desktop گزينه

     customize desktop…  انتخاب نموده و در صفحه web  پايين صفحه گزينه  lock desktop item… را علامت دار نماييد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 10:14  توسط سعید  | 

امام باقر علیه‏السلام به نقل از پدرانش علیهم‏السلام روایت می‌كند: حضرت على علیه‏السلام در اوّلین روز ماه رمضان در مسجد كوفه خطبه خواند. پس خدا را به بهترین ستایش و برترین و رساترین ثنا ستود و بر پیامبرش محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درود فرستاد. سپس فرمود:   

«اى مردم! این ماه، ماهى است كه خداوند، آن را بر ماه‏هاى دیگر برترى داده است، مانند برترى ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهى است كه درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى آتش در آن بسته مى‏گردند. و ماهى است كه در آن ندا شنیده مى‏شود و دعا مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد .   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 10:59  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:57  توسط سعید  | 

انتظار ظهور «منجى» در بين يهود و نصارى

نويسنده آمريكايى كتاب «قاموس مقدّس»، درباره شيوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پيدايش يك «منجى بزرگ جهانى» در ميان قوم «يهود» چنين مى نويسد:

عبرانيان منتظر قدوم مبارك «مسيح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارك . . . مكرّراً در «زبور» و كتب انبيا، على الخصوص، در كتاب «اشعيا» داده شده است. تا وقتى كه «يحياى تعميد دهنده آمده، به قدوم مبارك وى بشارت داد، ليكن يهود آن نبوآت (پيشگوييها) را نفهميده با خود همى انديشيدند كه «مسيح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ايشان را از دست جور پيشگان و ظالمان رهايى خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّى خواهد كرد.

نويسنده كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در كتاب خود ازيهوديان، زبان به شكايت مى گشايد كه دعوت عيساى مسيح را بعد از آن همه اشتياق و انتظار، سرانجام نپذيرفتند و او را مسيح واقعى نپنداشتند و او را با مسيح موعودى كه سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسين و مژده اش را كتاب مقدّسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى كردند، مطابق نيافتند. از اين رو، با او به دشمنى برخاستند، حتّى وى را جنايتكار به ملّت اسرائيل، و تعاليمش را، ضدّ آرمان اساسى كتب مقدّس (عهد عتيق)(تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاكمه اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنان با احساس غبنى جانكاه مجدداً در انتظار «مسيح موعود» و رهايى بخش از رنج و ستم، نشستند.

مسيحيان، با اين كه حضرت عيسى(عليه السلام) را «مسيح موعود» يهوديان مى دانستند، چون نسبت به پيروى او احساس ناتمامى كردند، يكباره اميدشان از «زمان حال» بركنده شد; حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار «مسيح» و بازگشت وى از آسمان، در پايان جهان نشستند.

طبق نوشته «مستر هاكس» آمريكايى، در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» كلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجيل» و ملحقات آن (عهد جديد) به كار رفته كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيسى(عليه السلام) قابل تطبيق است، و 50 مورد ديگر از «مصلح» و نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد.

مسيح هاى دروغين

اعتقاد به ظهور يك «منجى بزرگ جهانى» و اشتياق، به ظهور يك رهبر آسمانى در ميان يهود و نصارى، آن چنان اصيل و ريشه دار است كه در طول تاريخ اين دو ملّت، مدّعيان شگفتى را پديد آورده، و افراد زيادى پيدا شده اند كه خود را به دروغ (مسيح موعود) معرّفى كرده اند. به طورى كه صاحب كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در باره شماره مدّعيان دروغين «مسيح موعود» مى نويسد:

24نفر مسيحيان (مسيح هاى) دروغگو در ميان بنى اسرائيل ظاهر گشتند كه مشهورترين و معروفترين آنها «بركوكبه» است كه در اوايل قرن ثانى مى زيست. و آن دجّال معروف ادّعا مى نمود كه رأس و رئيس و پادشاه قوم يهود است.

و در سنه دوازدهم حدودا ده نفر از مسيحيان، ـ يعنى: مسيح هاى دروغگو ـ ظاهر گرديده، جمعى را به خود گروانيده، و اين مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعى كثير نيز در آن معركه، طعمه شمشير گرديدند. و آخرين مسيحيان ـ مسيح هاى دروغگو ـ) مردخاى) است. او شخصى بود آلمانى كه در سال 1682 ميلادى ظهور كرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فرارى گرديده معدوم الاثر شد.

نويسنده كتاب «ديباچه اى بر رهبرى» بعد از نقل اين جريان از كتاب «قاموس كتاب مقدس» مى نويسد:

متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمريكايى ـ كتاب «قاموس كتاب مقدّس» به زبان فارسى، كه سالها نيز ساكن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعيان «مسيحائى» و همچنين درباره آخرين كسى كه به عنوان «مسيح موعود» قيام كرده است، نارساست.

شماره اين مدّعيان، به مراتب بيشتر از آن است كه وى يادآور شده است، همچنين قيام «مردخاى» آلمانى در قرن هفدهم، واپسين قيامى نيست كه تاريخ مسيحيّت آن را به ياد مى آورد. تنها طى دو قرن هيجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسيح موعود» ظهور كرده اند، و اغتشاشهايى را هم دامن زده اند، و پاره اى از آنان نيز به كيفر رسيده اند.

البته به موازات دين مسيح، در دين يهود نيز، مسيح هاى دروغين متعدّد ظهور كرده اند. از جمله، يكى از مسيح هاى يهودى، «داود آل روى» از يهوديان ايران است. او در اواسط قرن دوازدهم در ميان يهوديان ايران، مدّعى شد كه او «مسيح موعود» است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:37  توسط سعید  | 

از  بهر  دیدن  تو   گیرد  دلم    بهانه       

                                             بر هر دری زنم تا یابم ز تو نشانه

در جستجویت ای گل آواره گشته ام من     

                                         گو در کدام گلستان کردی تو آشیانه

ای آشنای دردم بنگر تو روی زردم           

                                           منما ز خویش تردم ای در کرم یگانه

بنگر که از فراقت،از درد اشتیاقت       

                                            دیگر نمانده طاقت ای منجی زمانه

ای مژده رهایی مردم من از جدایی         

                                    کی چهره می نمایی زان ملک بی نشانه

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:33  توسط سعید  | 

سالی دیگر هم بدون درک حضورت گذشت...

وای بر من!

هرچند این از بی معرفتی ام نسبت به توست که حضورت را حس نمی کنم.

خدا کند امسال دیگر سال ظهور باشد. نه! چرا امسال؟ درست آن است که بگویم امروز و حتی همین ساعت و لحظه...

دریاب! دریاب! دریاب!

روی تو جویم یا مهدی...

...و  روزهای پایان سال  از خوف نیامدنت چنین می خواندیم که:

عشق از من و نگاه تو تکمیل می شود

روزی تمـام مـن به تـو تبدیـل مـی شود

موعود هفـــت سیــن اهــــورایـی بهــار

امسال هم بدون تو تکمیل می شود؟؟؟

و چون بدون تو گذشت این چنین از دل ندا سر دادیم که:

روزها بگذشت وتقويم زمان تکميل شد

سالمان با صوت حول حالنا تحويل شد

باز هم بر ما به خــاک افتـادگان درگهت

صبح غمگين بدون حضرتت تحميل شد

***

و خلاصه ی کلام این که:

من به بهاران کارم نیست، روی تو جویم یا مهدی-روحی فداک-...

محبوب من کجایی...؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 9:50  توسط سعید  | 

به فریادی که کاخ شب فرو ریخت

به آن لحظه که دیو نور بگریخت

قسم در فلب تاریخ است آن کس

که زیر سقف شب فانوس آویخت

انقلاب ما انفجار نور بود           امام خمینی (ره)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 9:45  توسط سعید  | 

gfd

پیروزی انقلاب اسلامی بدست نایب برحق امام زمان (عج)را به همه منتظران آقا تبریک عرض می نماییم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 10:52  توسط سعید  | 

عاشورا

 

اگر كه دل شكسته‏اى حسین را صدا بزن  اگر ملول و خسته‏اى حسین را صدا بزن

در این بهار معرفت پرستوى بهارى‏ام  اگر چه پر شكسته‏اى حسین را صدا بزن

سحَر شد و سپیده زد چرا تو همچو مرغ شب  لب از ترانه بسته‏اى حسین را صدا بزن

تو سر به زانوى غمى زشَرم كرده‏هاى خود  چرا غمین نشسته‏اى حسین را صدا بزن

اگر به باغ آرزو به عشق كربلاى او  دل از همه گسسته‏اى حسین را صدا بزن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:20  توسط سعید  | 

حضرت زینب

كربلا اى عاشقان چشم انتظار زینب است  راههاى شام و غربت شرمسار زینب است

تا قیامت آسمانیها عزادار حسین  رودها تفسیر اشك بى‏شمار زینب است

نهضت سرخ حسینى گرچه در یك روز بود  همت ابلاغ بر تاریخ كار زینب است

اى علمها سر فرود آرید بهر احترام  رایت عباس اینك بى‏قرار زینب است

این محرّمها كه پى‏درپى شكوفا مى‏شود  حكمتش تا صبح محشر یادگار زینب است

نهضت سرخ حسینى گرچه در یك روز بود  همت ابلاغ بر تاریخ كار زینب است

اسداللّه‏ خدّامى

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:17  توسط سعید  | 

حسین

 

 

فصل عزا آمد ودل غم گرفت        خیمه دل بوی محرم گرفت

 

زهره منظومه زهرا حسين

كشته ی افتاده به صحرا حسين

دست صبا زلف تورا شانه كرد

بر سر نی خنده مستانه كرد

چيست لب خشك ترك خورده ات

چشمه ای از زخم نمك خورده ات 

روشنی خلوت شبهای من

بوسه بزن بر تب لبهای من

تازغم غربت تو تب كنم  

ياد پريشانی زينب كنم 

آه از آن لحظه كه بر سينه ات

بوسه نشاندند لب تيرها 

آه از آن لحظه كه بر پيكرت  

زخم كشيدند به شمشيرها 

آه از آن لحظه كه اصغر شكفت  

در هدف چشم كمانگيرها 

آه از آن لحظه كه سجاد شد  

هم نفس ناله زنجيرها 

قم به حج رفته به حج رفته اند

بی تو در اين باديه كج رفته اند

كعبه تويی كعبه بجز سنگ نيست

آينه ای مثل تو بيرنگ نيست 

آينه رهگذر صوفيان

سنگ نصيب گذر كوفيان 

كوفه دم از مهر و وفا ميزدند  

شام تورا سنگ جفا ميزدند 

كوفه اگر آينه ات را شكست  

شام از اين واقعه طرفی نبست

كوفه اگر تيغ وتبرزين شود

شام اگر يكسره آذين شود

مرگ اگر اسب مرا زين كند

خون مرا تيغ تو تضمين كند

آتش پرهیز نبرد مرا  

تيغ اجل نيز نبرد مرا

بی سر و سامان توام يا حسين

دست به دامان توام يا حسين

جان علی سلسله بندم نكن

گردم از خاك بلندم نكن

عاقبت اين عشق هلاكم كند

در گذر كوی تو خاكم كند

تربت تو بوی خدا ميدهد  

بوی حضور شهدا ميدهد 

قوم به حج رفته چو باز آمدند

بر سر نعشت به نماز آمدند 

قوم به حج رفته تورا كشته اند

پنجه به خوناب تو آغشته اند

مشعر حق عزم منا كرده ای

كعبه شش گوشه بنا كرده ای

تير تنت را به مصاف آمده است

تيغ سرت را به طواف آمده است

چيست شفا بخش دل ريش ما  

مرحم زخم و غم و تشويش ما 

چيست بجز يادگل روی تو

سجده به محراب دو ابروی تو

بر سر نی زلف رها كرده ای

با جگر شيعه چه ها كرده ای 

باز كه هنگامه بر انگيختی

بر جگر شيعه نمك ريختی

كو كفنی تا كه بپوشم تنت

تا گيرم دامنه دامنت

                                                                       (حاج محمد رضاآقاسی)

از وبلاگ امام زمان خود را بشناسیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 10:49  توسط سعید  | 

این الطالب بدم المقتول بکربلا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 9:13  توسط سعید  | 


آیا كسى هست كه از حرم رسول خدا دفاع كند؟ و آیا خداپرستى در میان شما وجود دارد كه درباره ظلمى كه بر ما رفته است از خدا بترسد؟ و یا كسى هست كه به فریادرسى ما به خدا دل بسته باشد؟ و یا كسى هست كه در كمك كردن به ما چشم امید به اجر و ثواب الهى دوخته باشد؟ زنان حرم وقتى كه این را از امام علیه‏السلام شنیدند صداى آنها به گریه بلند شد.

استغانه امام علیه‏السلام در دل دشمن اثرى نگذاشت، از همین رو امام علیه‏السلام مقابل اجساد مطهر یارانش آمد و فرمود:

اى حبیب بن مظاهر! و اى زهیر بن قین! و اى مسلم بن عوسجه! اى دلیران و اى پا در ركابان روز كارزار! چرا شما را ندا مى‏كنم ولى كلام مرا نمى‌شنوید؟! و شما را فرا مى‏خوانم ولى مرا اجابت نمى‌كنید؟! شما خفته و من امید دارم كه سر از خواب شیرین بردارید كه اینان پردگیان آل رسولند كه بعد از شما یاورى ندارند، از خواب برخیزید اى كریمان و در برابر این عصیان و طغیان از آل رسول دفاع كنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 11:2  توسط سعید  | 

فهرستواره كتب مهدويت

                                        آشنایی با ۱۶۳ کتاب با موضوع مهدویت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 10:49  توسط سعید  | 

.:اباصالح:.

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتي ياد ما هم باش

نجف رفتي کربلا رفتي کاظمين رفتي ياد ما هم باش

مدينه رفتي به پابوس قبر پيغمبر مادرت زهرا

به ديدارقبقر بي شمع مجتبي رفتي ياد ما هم باش

زيارت نامه که ميخواني در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفي از کوچه ها رفتي ياد ما هم باش

بغل کردي قبر مادر را جاي ما هم او ار زيارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتي ياد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتي يادما هم کن چون زدي بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتي ياد ما هم باش

بزن بوسه جاي ما روي قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

براي بوسيدن آن دردانه ها رفتي ياد ما هم باش

نماز حاجت که ميخواني از براي فرج ياد ما هم باش

شدي محرم در مراسم حج يا صفارفتي ياد ما هم باش

دعا کردي از براي معراج التماس دعا ياد ما هم باش

به هرجا رفتي برو مهدي هر کجا رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

به ياد اين نوکر درب آستان رفتي ياد ماهم باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:38  توسط سعید  | 

سالار من حب دنیا و شهوات بر دل مردمان چیره شده . دین جز لغلغه ای بر زبانها نیست.خدایان عصر جدید با نقاب روشنفکری آمال و آرزوهای شیاطین را تحقق می بخشند. و با القاعات گمراه کننده به فریب خلایق همت گماشته اند. عجبا و حیرتا از این لشکر خدایان . پول ثروت ویلا اتومبیل موبایل ماهواره و و و....¡ به امام زمان اظهار ارادت میکنیم اما خانه ی دنیا و خانه ی دلمان پر از خدایان دروغین و منفوری است که ساحت مقدس مومنین از آن به دور است . مرگ به سرعت در راه است و آدمی را جز حرص و غفلت فرا نمیگیرد .پس کی باید به سوی خدا برویم ؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:35  توسط سعید  | 

در دل خود كشيده ام نقش جمال يار را


پيشه خود نموده ام حالت انتظار را


ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن

 
صيد نموده مرغ دل برده از او قرار را


سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل


تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را


دولت وصل او اگر يكشبي آيدم بكف


شرح فراق كي توان داد يك از هزار را


چشم اميد دوختن درره وصل تابكي


برده شرار هجر او از كفم اختيار را


ايمه برج معدلت پرده زچهره برفكن


شوي زچشم عاشقان زآب كرم غبار را


سوختگان خويشرا كن نظر عنايتي


مرهمي از كرم بنه ايندل داغدار را

حيرانرا از جلوه اي از رخ خويش مات كن


تا رهد از خودي خود ترك كند دياررا


+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:39  توسط سعید  | 

لیوان آب

صدای زیبای آبشار نقره ای را با همین گوشهای تیزم می شنوم0 گویی که قطره قطره اش برایم

 حکم یک دریا دارند،صدایشان کردم آمدند وبرایم یک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان

 تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم،اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است،لیوان را گرفتم،نوشیدم آن

 را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم،هر چه نگاه کردم آن

 همان قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا جرا اینگونه مرا تنها گذاردند0 چرا اینگونه سیراب

شدم،اما مرا خواب کردند ورفتند،صدایی شنیدم0 به سویش دویدم ورسیدم،آریٍ،آری،این همان

آبشار است ورفتم یک لیوان را در کنار سنگ ریزه های آبشار دیدم،دویدم،دویدم،آنقدر که

 دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده ،گفتم که هستی!:

گفت:همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته ای،گفتم من لیاقت ندارم،چرا

سراغم آمدی،گفت:پاک است دلت،اینگونه مگذار آلوده شوند،گفتم:چگونه،گفت مرا طلب

 کن،صدایم زن،گفت نمی رسد صدایم به گوشت،گفت رسیده،اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب

کنی،گفتم عشقم را چه کنم،گفت:عاشق باش،اما آنگونه که خودت می گویی بر سر جاده انتظار

 منتظرش باش0 این را گفت:واز جلوی چشمان سیاهم محو شد0     

*فاطمه مردانی*ساغر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:15  توسط سعید  | 

محـــراب ابــــرو

ای غايب از نظــر
به خدا می سپارمت       جانم بسوختی و به جان دوستـدارمت


 
تا دامــــن کفــــن نکشــم زير پای خاک
    باور مکن  که دســت زدامانت بدارمت



محـــراب ابــــروان بنمــا تا سحـرگــهی     دســت دعـا بـرآرم و در گـــردن آرمـت



گر بايــدم شــدم ســـوی هـاروت بابلی      صــــد گونـه جادويي بکنـم تا بيــارمت



خواهم که پيش ميرمت ای بيوفا طبيب      بـــيمار بـــازپـــرس کــه در انــتظارمت



صد جوی آب بســــته ام از ديده بر کنار      بـر بـوی تخم مـهــر که در دل بکـارمت



میگريم و مرادم از اين سيل اشـــک بار      تخــم محـــبت است که در دل بکارمت

 

بارم بده از کرم بر خود تا به ســـوز دل       در پــای دمــبــدم گـهــر از ديده بارمت



خونم بريخت وز غم عشــق خلاص داد      منـت پذيـر غمـــزه خنجــــر گذارمـــت



حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع تست    فی الجمله می کنی و فرو گذارمــت


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:12  توسط سعید  | 

 وظایف منتظران

1ـ شناخت ولی عصر(ع)

2ـ تقوا و پروا پیشگی

3ـ یاد امام

4ـ اطاعت از امام غایب(ع)

 

 وظايف منتظران

در مورد وظايف و تكاليف شيعيان در دوران غيبت سخن‌هاي بسياري گفته شده است. حتي كتاب‌هاي منتقل نيز در اين باره تأليف و تدوين گردیده و در بعضي از كتاب‌ها مانند «مكيال المکارم» تا هشتاد وظيفه براي منتظران حضرت مهدي(عليه‌السلام) برشمرده‌اند. ما در اين مجال برآنيم كه وظايف اصلی منتظران يوسف زهرا(سلام‌الله‌عليها) را به طور خلاصه و روان در اختيار خوانندگان قرار دهيم.

 

1ـ شناخت ولي عصر(عليه‌السلام)

اولين و مهم‌ترين وظيفه‌اي كه هر شيعة منتظر بر عهده دارد كسب معرفت و شناخت نسبت به وجود نازنين امام زمان(عليه‌السلام) است. زيرا به دليل عقلي و نقلي تحصيل معرفت و شناخت صفات و ويژگي‌هاي آن جناب واجب است و ايمان بدون شناخت امام زمان (عليه‌السلام) تحقق نمي‌پذيرد، و هيچ عملي را خداوند از بندگان قبول نمي‌كند مگر اینکه با شناخت و معرفت امام زمان(عليه‌السلام) عجين باشد.[7]

اين موضوع از چنان اهميتي برخوردار است كه در روايات بسياري كه از طريق عامه و خاصه از پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين(عليهم‌السلام) نقل شده، آمده است كه: هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهل مرده است.[8]

و در ورايت ديگري كه ثقة الاسلام كليني از امام باقر(عليه‌السلام) نقل مي‌كند، آمده است: هر كس در حاليكه امامي‌ نداشته باشد بميرد، مردنش مردن جاهليت است و هر کس با شناخت امامش بميرد، پيش افتادن و يا تأخير اين امر (دولت آل محمد (عليهم‌السلام)) او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حالي‌كه امامش را شناخته، همچون كسي است كه در خيمه قائم(عليه‌السلام) با آن حضرت باشد.[9]

توجه به مضامين دعاهايي كه خواندن آن‌ها در عصر غيبت سفارش شده و مورد تأكيد قرار گرفته نيز ما را به اهميت موضوع شناخت و معرفت حجت خدا رهنمون مي‌سازد؛ چنان كه در يكي از دعاهاي معروف و معتبري كه شيخ صدوق (رحمة الله عليه) آنرا در «اكمال الدين» نقل كرده مي‌خوانيم:

پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني از دينت گمراه مي‌گردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را از حق، پس از آن‌كه هدايتم فرمودي منحرف مگردان.[10]

اين شناخت و معرفت حجت الله چه اكسيري است؟ كه اگر با مس وجود آدمي آميخته نگردد، بشر از مرز حيوانيت و توحش فراتر نرود و به مرگ جاهليت از دنيا كوچ كند.

امام صادق(عليه‌السلام) در مورد كم‌ترين درجه معرفت امام مي‌فرمايد: كم‌ترين درجه معرفت به امام آن‌است كه... [بداني] امام وارث[و جانشين] پيامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امري تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد.[11]

مؤلف كتاب مكيال المکارم مراد و مقصود از معرفت امام را كه در روايات ياد شده بر آن تأكيده گردیده است، چنين بيان مي‌كند: بي‌ترديد مقصود از شناختي كه امامان ما تحصيل آن‌را نسبت به حضرت مهدي(عليه‌السلام) امر فرموده‌اند، اين است كه ما آن حضرت را آن‌چنان كه هست بشناسيم؛ به گونه‌اي كه اين شخصيت سبب در امان ماندن ما از شر شياطين و دوری از معاصي باشد و ما را به كمال مطلوب انساني رهنمون سازد و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين مهدويت شود.  اين چنين شناختي جز به دو امر حاصل نمي‌گردد: اول، شناختن شخص امام(عليه‌السلام) به نام و نسب و دوم، شناخت صفات و ويژگي‌هاي امام و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است.[12]

البته شناخت صفات و ويژگي‌هاي آن حضرت كه در كلام فوق به آن اشاره شد، در عصر ما از اهميت و ارزش بيشتري برخوردار است و در واقع اين نوع شناخت است كه مي‌تواند در زندگي فردي و اجتماعي منتظران منشأ تغيير و تحول باشد، زيرا اگر كسي فقط به يكي از صفات آن حضرت پي ببرد مثلاً يقين حاصل كند كه حضرتش شاهد و ناظر دائمي اعمال شيعيان و محبانش مي‌باشد[13] و خويشتن را هميشه در محضر او ببيند؛ چنين فردي هيچ گاه آلوده به معاصي و محرمات نمي‌شود و روز به روز بر فضائل و سجاياي اخلاقي او افزوده مي‌گردد و در مسير سعادت و كمال قدم بر مي‌دارد.

نكته‌اي كه بايد‌ در اين جا در نظر داشت اين است كه شناخت امام زمان(عليه‌السلام) از شناخت، ديگر امامان معصوم(عليهم‌السلام) جدا نيست و اگر كسي به طور كلي به شأن و جايگاه ائمه هدي واقف شد، صفات و ويژگي‌هاي آنها را شناخت و به وظيفه خود در برابر آن‌ها پي برد، قطعا نسبت به امام عصر(عليه‌السلام) نيز به شناختي شايسته و كامل مي‌رسد . يكي از راه‌هاي پي بردن به مراتب و عظمت امامان معصوم(عليهم‌السلام) مطالعه و تحقيق در كتاب‌هايي است كه در اين زمينه نگاشته شده است كه از جمله مي‌توان به كتاب‌هاي زير اشاره نمود: بحارالانوار: جلدهای پنجاه و يكم تا پنجاه و سوم، اصول كافي جلد اول ، الغيبة شيخ طوسي، كتاب الغيبه نعماني و كمال الدين و تمام النعمه شيخ صدوق، كه به لطف خدا همه اين ‌كتاب‌ها به فارسي ترجمه شده و در دسترس همگان قرار گرفته است.

شايان ذكر است به اين نكته نيز اشاره كنيم كه اصلي‌ترين راه شناخت و تحصيل معرفت امام زمان(عليه‌السلام) رعايت تقوا و اجتناب از معاصي و محرمات ا ست كه در عنوان بعدي به توضيح و تبيين آن مي‌پردازيم.

 2ـ تقوا و پرواپيشگي

يكي از‌مهم‌ترين وظايف شيعيان در عصر غيبت امام زمان(عليه‌السلام) رعايت تقوا و اجتناب از معاصي و محرمات است. منتظر امام زمان(عليه‌السلام) كسي است كه در عصر غيبت به تهذيب نفس و تزكيه خود بپردازد، رذايل اخلاقي را از نفس خويش بزدايد و به كسب فضايل مشغول گردد. چنانكه در روايتي از امام صادق(عليه‌السلام) نقل شده :

هر كس دوست دارد از ياران قائم(عليه‌السلام) باشد، بايد منتظر او [بماند] و در ا ين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار كند؛ پس اگر در اين حال بميرد و پس از مرگ او قائم بپاخيزد، پاداش او همچون كسي است كه آن حضرت را درك كرده است. پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، اين امر بر شما گوارا باشد، اي مشمولان رحمت الهي![14]

. حضرت مهدي(عليه‌السلام) نيز با توجه به ناگهاني بودن امر ظهور، همه شيعيان را به انجام اعمال نيك و شايسته و دوري از كردار و رفتار ناپسند در عصر غيبت فراخواند مي‌فرمايند: هر يك از شما بايد آن چه را كه موجب دوستي ما مي‌شود، پيشه خود سازد و از هرآنچه موجب خشم و نارضايتي ما مي‌گردد دوري گزيند، زيرا فرمان ما به يك باره و ناگهاني مي‌رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پشيماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نمي‌دهد.[15]

موضوع تهذيب نفس و پرهيز از گناه و اعمال ناپسند، به عنوان يكي از وظايف منتظران در عصر غيبت، از چنان اهميتي برخودار است كه در يكي از نامه‌هاي امام زمان(عليه‌السلام) به شيخ مفيد(ره)، اعمال ناشايست و گناهاني كه از شيعيان سر مي‌زند، به عنوان يكي از اسباب اصلي طولاني شدن غيبت و محروم ماندن شيعيان از ديدار آن حضرت شمرده شده است[16] بايد در نظر داشت كه تنها زماني مي‌توانيم خود را منتظر امام زمان(عليه‌السلام) بدانيم كه در زندگي فردي و اجتماعي خود، راه و روش مورد نظر را پياده كنيم، و در تمام مراحل زندگي رضايت حضرتش را در نظر بگيريم و در پيرو محض او باشيم.

در نامه اميرالمؤمنين علي(عليه‌السلام) به عثمان بن حنيف آمده است:

«بدانيد! براي هر كس امام و پيشوايي است كه در اعمال و رفتار خود از او پيروي مي‌كند، و به روشنايي نور علم او هدايت مي‌شود.

و بدانيد ! امام شما از دنياي خود و از زينت‌هاي آن به دو جامه كهنه و از خوردني‌هايش به دو قرص نان قناعت كرده است. بدانيد! كه شما توانايي بر اين گونه رفتار نداريد، و لكن مرا به دوري از محرمات و كوشش در انجام واجبات و با پاكدامني و پيمودن راه صحيح ياري كنيد».[17]

منتظر واقعي با تحصيل تقوا و پرهيزكاري در مراحل مختلفي مي‌تواند امام زمان(عليه‌السلام) را ياري كند. زيرا هرگاه كسي اهل تقوا شد آثار ظاهري تقواي او موجب بيداري و يادآوري و هدايت ديگران مي‌شود و امام به وجود او افتخار مي‌كند و در حقيقت زينت و آبروي مولايش مي‌گردد و وجود او در هر مكان باعث برطرف شدن بلا و نزول رحمت مي‌شود.

حال اشاره‌اي مختصر به معنا، فوايد و آثار تقوا مي‌نماييم.

تقوا در اصطلاح حفظ و نگهداشتن نفس است از مخالفت با اوامر و نواهي حق تعالي  اگر بخواهيم تقوا را در يك جمله بيان كنيم، همان گناه نركدن و اطاعت محض پروردگار را گويند كه در قرآن كريم آثار و فوايد زيادي بر آن مترتب شده چنانچه خداوند متعال آنرا سبب قبولي اعمال، محبت خود ، اكرام بندگان، جلب روزي حلال، خروج از معاصي، رهايي از عذاب و بشارت به نعمت‌هاي جاويدان برمي‌شمرد.

اما راه دست يابي به تقوا و نجات از بي‌تقوايي چيست؟ خلاصه باید گفت: شناخت خداوند و نعمت‌هايي كه به ما ارزاني داشته، معرفت به مبدأ و معاد؛ اينكه انسان از كجا آمده و به كجا مي‌رود؟ سر منزل او كجاست؟ و تفكر در آيات و رواياتي كه درباره مرگ، قبر، برزخ و قيامت به مارسيده و تخليه دل از محبت دنيايي باعث روشن شدن چراغ تقوا در دل مي‌شود.

اگر انسان خانه دل را از اغيار خالي نمايد و دست و پاي جان را از غل و زنجير هواي نفس آزاد گرداند و از مرداب نا امن دنيا به ساحل امن و آغوش گرم معرفت و زهد پناه برد مي‌تواند زمينه ساز واقعی ظهور حضرت مهدی(ع) باشد.

 3ـ ياد امام

آنچه منتظران را در كسب معرفت امام و پيروي از آن بزرگوار ياري مي دهد و پايداري و استقامت در راه انتظار را به دنبال دارد، یاد و توسل دائم با امام زمان(علیه السلام) است. به راستي وقتي امام مهربان هميشه وهمه جا به حال شيعيان خودنظر دارد و لحظه‌اي آن ها را از ياد نمي برد آيا رواست كه دلدادگان روي او به دنيا و تعلقات آن سرگرم شوند و از یاد عزيز غفلت نمایند. راه و رسم دوستي و محبت آن است كه در همه حال آن بزرگوار را بر خود و ديگران مقدم بدارند. وقتي بر سجاده دعا مي نشينند از او آغاز كنند و براي سلامتي و فرج آن حضرت دعا نمايند كه آن بزرگوار  خود فرمود: براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه فرج شما در همان است.

منتظر حقيقي، در هنگام صدقه دادن، ابتدا سلامتي وجود شريف امام خود را در نظر مي گيرد. به هر بهانه دست توسل به دامن پر مهر مولایش مي زند و به اشتياق ظهور مبارك او و ديدن جمال بي مثالش ناله سر مي دهد. رهرو راه انتظار در مجالسي كه به نام آن محبوب دل ها، تشكيل مي شود حضور مي يابد تا ريشه‌هاي  محبت او را در دل محكم كند و به ساحت مقدس آن مولاي غريب عرض ارادتي نمايد با ياد او به جمكران و سهله و سرداب مقدس مي رود و همه زمان ها و مكان ها را به دنبال او و با ياد گل روي او سپري مي كند تا شايد آن مولاي مهربان با نيم نگاهي به او عنايت كند و مس وجود او را زر نمايد. از زيباترين جلوه هاي ياد در زندگي منتظران آن است كه هر روز با او تجديد عهد كرده و پيمان وفاداري ببندند واستواري خود را بر آن عهد اعلام كنند.در دعاي عهد چه زيبا مي خوانيم كه: «بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگيم، عهد و پيمان وبيعتي را كه از آن حضرت بر گردن دارم تجديد مي كنم، كه هرگز از آن عهد و بيعت برنگردم و بر آن پايدار بمانم. بار خدايا! مرا از ياران و ياوران آن حضرت و مدافعان از حريم مقدس او  و شتاب كنندگان به سوي او براي انجام خواسته هايش و اطاعت كنندگان از دستوراتش و حمايت كنندگان از وجود شريفش و.. شهيدان در ركاب حضرتش قرار ده».

از امام صادق(علیه السلام) منقول است كه هر كس چهل صبح اين دعای عهد را بخواند از ياران حضرت قائم(علیه السلام) باشد، و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد.[18]

اگر كسي اين عهد را بخواند و از اعماق وجود به مضامين آن پايبند باشد هرگز به سستي گرفتار نمي شود و در تحقق آرمان هاي امام زمان(علیه السلام) و زمينه سازي براي ظهور آن بزرگوار لحظه‌اي از پا نمي نشيند

آری! اين عقيده و ياد است كه به همه اعمال و رفتار انسان جهت مي دهد و محرك انسان در ميدان عمل مي گردد تا هم به تهذيب اخلاق خود و هم به هدايت وارشاد جامعه همت گمارد اگر چنين حالتي در شخص به وجود آيد و ياد محبوب در تمام وجودش جا گیرد ديگر گناه ومعصيتي از او سرنمي زند و همواره به دنبال جلب رضايت مولايش مي باشد واين ياد به تمام زندگي او رنگ الهي مي دهد و او را منتظر واقعي مي گرداند.

4ـ اطاعت از امام غايب (علیه السلام)

وقتي معرفت امام در سينه ها شكوفه زد و با رعايت تقوا و پرهيزكاري عطر يادش فضاي جان را پر كرد سخن از پيروي و  اطاعت آن مظهر كمالات و فضائل به ميان مي آيد.

براستي اطاعت چيست؟ اطاعت همان علت خلقت و آفرینش است. اطاعت يعني ذوب شدن در خواسته هاي معبود و در مقابل او از خود اراده‌اي  نداشتن. خداوند در قرآن  مي فرمايد: «يا ايها الذين أمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم».

همين اطاعت  از خدا به دستور او، درباره رسول اكرم و ائمه معصومين(علیهم السلام) نيز مطرح مي شود. مؤمن واقعي كسي است كه از خدا و رسول خدا و ائمه معصومين اطاعت كند واطاعت از پيشوايان را در کنار پيروي از خداوند بداند چنانكه امام هادي (علیه السلام) در زيارت جامعه مي فرمايد:

«كسي كه از شما معصومين اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است».

شايد به طور خلاصه بتوان گفت اطاعت همان تطبيق دادن نفس با فرامين و خواسته هاي اهل بيت(عليهم السلام) مي باشد اطاعت را باید ابتدا از مسائل اوليه شرعيه شروع کرد و محرمات و واجباتش را بشناسد. به انجام صحيح واجبات و ترك محرمات کوشا باشد. و با این کار ظرف درون را از آلودگي ها و خبائث حيواني پاك نمايد و ديو هواي نفس را از دل بيرون كند تا در آن زمان است كه انسان ديوانه وار به دنبال مولاي غايب مي گردد و در همه جا او را جستجو مي كند و از روي محبت و عشق، چون مولايش را لايق مي بيند از او فرمانبرداري مي كند و اوامر او را مطاع مي‌داند. بنابراين وقتي انسان مطيع مولايش شد و اطاعت او را بر همه چيز مقدم كرد به تمامي وظايف خود عمل كرده و بر صراط مستقيم قدم برداشته است.

[1] - اكمال الدين: ج 2، ب 55، ح 1.

[2] - خصال، صدوق: ج 2، ب 400، ح 10.

[3] - الاحتجاج: ج 2،‌ص 50.

[4] - ينابيع المودة: ج 3، ص 164.

[5] - اكمال الدين: ج 1، ب 31، ح 2.

[6] - اكمال الدين: ج 1، ب 32، ح 15.

[7] - اصول كافي: ج 2، ص 249.

[8] - بحارالانوار: ج 8، ص 368 ـ ينابيع المودة، قندوزي: ج 2، ص 372.

[9] - اصول كافي: ج 1، ص 371، ح 5.

[10] - كمال الدين: ج 2، ص 512.

[11] - تفسير برهان:‌ج 2، ص 34.

[12] - مكيال المكارم: ج 2، ص 107.

[13] - سوره توبه، آيه 105.

[14] - غيبت نعماني: ص 200.

[15] - بحارالانوار: ج 53، ص 176.

[16] - بحارالانوار: ج 53، ص 178.

[17] - نهج البلاغه فيض الاسلام: نامه 45.

[18] - مفاتیح الجنان: دعای عهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 15:55  توسط سعید  | 

فهرست عناوین

1ـ انتظار

انتظار در لغت

انتظار در اصطلاح

انتظار، امید به آینده ای نوید بخش

انتظار فرج در اسلام

انتظار از نگاه روایات

مفهوم صحیح انتظار

 

 

 

1ـ انتظار

مطابق بسياري از آيات قرآن كريم و روايات فراواني كه از ائمة معصومين(عليهم‌السلام) رسيده است بشر در طول دوران زندگي فردي و اجتماعي خود، مرهون نعمت انتظار است، و اگر از حالت انتظار خارج شود و اميدي به آينده نداشته باشد، زندگي برايش مفهومي نخواهد داشت.

آنچه انسان را به زندگي اميدوار مي‌سازد و نگراني‌ها و ناراحتي‌ها را براي او آسان مي‌نمايد، انتظار و اميد به آينده است. آدمي در پرتو همين انتظار، رنج‌ها و گرفتاري‌ها را تحمل مي‌كند و با كشتي اميد و آرزو در درياي متلاطم و طوفان زاي زندگي به سير خود ادامه مي‌دهد. بنابراين، اگر اميد از انسان گرفته شود و انتظار از جامعه رخت بربندد، ادامة حيات و زندگي براي بشر، بي‌روح و بي‌لذت و بي‌معنا خواهد بود، اين انتظار است كه به زندگي صفا و جلا مي‌‌بخشد و زندگي را براي آدمي لذت بخش مي‌كند و او را به حركت و جنبش وا مي‌دارد و دلش را به ادامة زندگي، علاقه‌مند مي‌سازد.

نكته قابل توجه اين است كه بر هر فرد مسلمان و هر كس كه بخواهد با روح تعاليم متعالي اسلام و حقيقت برنامه‌هاي تربيتي اين مكتب انسان‌ساز آشنا شود، قبل از هر چيز، درك صحيح و شناخت درست مفاهيم واقعي واژه‌ها و اصطلاحات اسلامي لازم و ضروري است.

يكي از واژه‌هايي كه بايد با تأمل و دقت زياد به آن پرداخته شود واژة «انتظار» ا ست كه مربوط به ظهور آخرين حجت خداوند و مصلح آخرالزمان حضرت مهدي(عليه‌السلام) است.

اينك براي شناخت كامل انتظار، نخست دربارة معنا و مفهوم كلمة انتظار از نظر لغت و مذهب بحث مي‌كنيم، سپس دربارة انتظار فرج در اسلام و قرآن سخن مي‌گوييم. به بررسي وظايف منتظران در عصر غيبت مي‌پردازيم.

 

 انتظار در لغت

انتظار در لغت، به معناي چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعي اميد به آينده داشتن است؛ آينده‌اي زيبا و روشن و سرشار از صفا، آرامش و امنيت. .

 انتظار در اصطلاح

انتظار كيفيتي روحي است كه موجب به وجود آمدن آمادگي براي ظهور و درك منتظَر مي‌شود، و ضد آن يأس و نااميدي است. هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگي نيز بيشتر است؛ و گاه حالت انتظار به پايه‌اي مي رسد كه خواب را از چشم مي‌ربايد، و هر چه عشق به منتظَر افزون باشد آمادگي براي آمدن او نيز افزون مي‌گردد و فراق دردناك مي‌شود تا جايي كه منتظِر به چيزي جز منتظَر نمي‌انديشد، و تمام آمال و آرزوهايش را در آيينه وصال او به تماشا مي‌نشيند. از اين رو  و همة درد‌ها و سختي‌ها و مشكلات را در راه رسيدن به او تحمل مي‌كند.

 انتظار ، امید به آینده ای نوید بخش

از نظر مذهب، انتظار حالتي است كه از تركيب ايمان به خدا و اعتقاد كامل و راسخ به مباني دين و اشتياق و علاقه به ظهور رهبري الهي و آسماني ـ كه بتواند با مدد خداوند، مردمان جهان را تحت فرمان يك آيين درآورد و ستمگران را سر جاي خود بنشاند و آيين توحيد و يكتاپرستي را رواج دهد و حكومت قسط و عدل را در تمام زمين برقرار نمايد ـ به وجود مي‌آيد و در درون آدمي شعله مي‌كشد و آمال و آرزوهاي انساني و رفتار فردي و اجتماعي وي را دگرگون مي‌كند.

انتظار از نظر دين و مذهب، به معناي «اميد و آرزو» است؛ اميد به آينده‌اي نويد بخش و سعادت آفرين، اميد به آينده‌اي كه در آن جهانيان از مفاسد و بدبختي‌ها رهايي يافته، و بشر راه خير و صلاح را در پيش گيرد و دنيا در پرتو تحقق عدل الهي، مدينة فاضله‌اي گردد.

اين معناي انتظار فرج از نظر دين است كه در حقيقت به معني چشم به راهي براي تحقق حق و عدل و پيروزي دين و برقراري نظام عدل الهي، مي‌باشد.

بر اين اساس، شكي نيست كه انتظار فرج، میل فطری همة انسان‌ها و خواستة مشترك تمامي ملل و اديان دنياست و زمان و مكان نمي‌شناسد و به قوم و گروهي اختصاص ندارد.

اعتقاد به قيام يك منجي در آخرالزمان كه زمين را پر از عدل و داد مي‌كند و به طور معجزه آسا ظلم و جور را ريشه كن مي‌سازد پايه ايمان را مستحكم مي‌كند و نهال اميد را در دل بارور مي‌روياند.

اين عقيده، يكي از آرزوهاي مهم و ديرين بشر است و جاي هيچ شگفتي نيست اگر مي‌بينيم كه در هر زمان، انسان، اميدوار به آينده‌اي بهتر بوده است. عامل عمده اعتقاد به ظهور منجي در آخرالزمان ايمان است. اين ايمان عاملي بسيار قوي و نيرومند است كه با وجود آن انسان هرگز با سختي‌هاي روزگار و تراكم ناملايمات و گرفتاري‌هاي زندگي، روحيه خود را نمي‌بازد و اميد نجات و رستگاري را از دست نمي‌دهد. براي اين كه اين موضوع بهتر روشن شود به بحث و بررسي انتظار فرج در اسلام و مذهب تشيع مي‌پردازيم:

   

انتظار فرج در اسلام

انتظار فرج در اسلام و به ويژه در مذهب تشيع، عبارت است از ايمان استوار به امامت و ولايت حضرت ولي عصر(عليه‌السلام) و اميد به ظهور آن آخرين ذخيره الهي و آرزوي فرا رسيدن روزگار رهايي مستضعفان از چنگال مستكبران، و تمام شدن دوران ظلم و ستم طاغوتيان، و پيروزي نهايي مؤمنان، و آغاز حكومت صالحان، تا پايان جهان است. كه اين انتظار دربردارنده تمامي مباني اعتقادي اسلام است.

انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعي آمادگي است. آمادگي براي پاك شدن، پاك زيستن و دور ماندن از زشتي‌ها و آمادگي براي حركتي مستمر و دائم، با تلاش و كوششي پي‌گير و خستگي ناپذير توأم با خود سازي در مرحله اول و دگر سازي در مراحل بعدي و سرانجام آمادگي براي شركت در انقلاب جهانی حضرت مهدي(عليه‌السلام) كه آغاز آن ظهور حضرت و فرجام آن، شكست تاريكي‌ها و ظلم‌هاست و نتيجه آن، برپايي حكومت عدل الهي و تحقق قول و پيمان خداوند به عزت بخشي مؤمنان است.

پس از روشن شدن اهميت انتظار در زندگي بشر، به بررسي انتظار فرج در آيات و روايات مي‌پردازيم تا مفهوم صحيح آن را دريابيم.

حال براي روشن شدن مطلب به سراغ متون اصيل اسلامي و روايات پيشوايان معصوم(عليهم‌السلام)مي‌رويم و لحن گوناگون آيات و رواياتي را كه از ائمه معصومين(عليهم‌ السلام) درباره مسأله انتظار و ارزش و اهميت اين عقيده اصيل رسيده است، مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 

انتظار از نگاه روايات

در روايات و سخنان حيات بخش پيشوايان شيعه، گلواژه انتظار مفهومي بس ژرف و پرارج دارد. گويا انتظار زيبا‌ترين و كامل‌ترين جلوة بندگي حق تعالي است، به گونه‌اي كه رسول خدا(صلي الله عليه و آله) انتظار فرج را برترين عبادت و افضل اعمال امتش مي‌خواند.[1] به همين تناسب در فرهنگ ديني و در روايات ما، منتظران از جايگاه والا و ممتازي برخوردارند و تعابير مهمی در مقام و منزلت آن‌ها بیان شده تا جائيكه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) آنان را برادران خود مي‌نامند و اميرمؤمنان علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: منتظران امر ما مانند كساني هستند كه در راه خدا به خون خود غلطيده‌اند.[2] و امام سجاد(عليه‌السلام) دربارة ايشان مي‌فرمايند:

مننتظران ظهور برترين مردمان همه روزگارانند،[3] كه خداوند به ايشان اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد عطا مي‌كند.[4] آنان به مجاهدان پيكارگري مانند كه در پيش روي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) با شمشير نبرد مي‌كنند.[5]

امام كاظم(عليه‌السلام) دربارة شيعيان و منتظران عصر غيبت مي‌فرمايند: خوشا به احوالشان، به خدا سوگند آنان در روز قيامت، در مرتبة ما و با ما خواهند بود.[6]

به راستي، سِرِ برخورداري منتظران از چنين جايگاه رفيع و منزلت بي‌بديلي كه فرشتگان مقرب الهي نيز به آنان غبطه مي‌خورند، در چه چيزي نهفته است؟ هر چه هست به حقيقت انتظار برمي‌گردد.

مگر انتظار چيست كه تا اين حد كمال آفرين و تكامل بخش است؟ اين چه حقيقتي است كه انسان را به مرتبة ملكوتيان و بالاتر از آنان سوق مي‌دهد.

آری! این ها همه به مفهوم واقعی انتظار و وظایف منتظران بر می گردد که در این قسمت پیرامون آن توضیحاتی به خوانندگان محترم ارائه می دهیم:

 مفهوم صحيح انتظار

مفهوم مذهبي انتظار، اميد به آينده است، آينده‌اي كه در آن مردم جهان، از زور و فشار و استبداد و تسلط نظام‌هاي غلط، نجات پيدا كنند و رژيم‌هاي ضد انساني از ميان بروند و زندگي پر نشيب انسان‌ها آكنده از صلح و امنيت گردد و حق پرستان پيروز، و باطل گرايان نابود شوند.

آنچه از مجموع آيات و روايات اسلامي و مفهوم خود كلمه انتظار استفاده مي‌شود اين است كه انتظار، در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، عامل رشد و اصلاح، مقاومت و پيشرفت، بيداري و حركت، و از عقايد انقلاب آفرين و ريشة اصل قيام جهاني حضرت مهدي(عليه‌السلام) است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 15:52  توسط سعید  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

بیوگرافی : حضرت صاحب امر در سال 15 شعبان سال 225 هجری قمری در شهر سامرا عراق متولد شد. مادر بزرگوارشان نرگس دختر امپراتور روم شرقی و پدر گرانقدرشان حسن پسر امام هادی (ع) می باشند. او زندگی خاصی را شروع کرد و هنوز هم بعد از 1200  سال به زندگی پر برکت خود ادامه می دهد به کیفیتی که مجهول است و سوال کردن درباره ی آن بدعت نیست.

 

ظاهر و تیپ حضرت : به نقل از امام صادق (ع) : سن و سال:   او در سن پیران است ولی سیمای جوان دارد ناظران بر او گمان می برند چهل سال یا کمتر دارد، او با مرور شب و روز پیر نمی شود، تا پایان عمرش فرا رسد. ( بحار ، ج52، ص 285)

 

ریخت شناسی:رسول الله (ص):  مهدی از خاندان ماست، بلند پیشانی و برآمده بینی(اثبات الهاه ج7،ص 185)

 

ا زامام باقر (ع) نقل است : روزی عمربن خطاب از امیرالمومنین درباره ی مهدی توضیح خواست . ایشان فرمودند : اما نامش حبیبم رسول خدا عهد کرده که نامش را نبرم تا خداوند او را مبعوث کند، اما سیمایش ، او جوان نه بلند قد و نه کوتاه قد، خوش صورت است ، مویش زیبا استو از سرش به شانه اش ریخته، نور صورتش سیاهی موی سر و صورتش را تحت الشعاع قرار داده است . (به نقل از فروغ تابان ولایت ص 43)

 

زور و قوه ی بدنی : قائم(عج) کسی است که هرگاه خروج کند ، در سن پیری است اما سیمای جوان دارد، و آنچنان قدرت جسمی دارد که اگر دستش را به بزرگترین درخت روی زمین بیندازد ، می تواند آن را از ریشه بکند ، و اگر در میان کوه ها صدایش را بلند کند سنگهای کوه ها قطعه قطعه گردد،عصای موسی(ع) و انگشتر سلیمان(ع) همراه اوست. (اعلام الوری ص 407)

 

ایمیل به امام: حدیثی دیدم که مبنی بر رنسانس علمی در زمان ظهور حضرت است . خودتون را جای مردم 1200 سال پیش بزارید و این رو بخوانید : وقتی قائم ما قیام کند ، خداوند شنوایی گوش ها و بینایی چشم های شیعیان ما را به گونه ای زیاد می کند که دیگر میان آنها و امام زمان پیک پست نخواهد بود . یعنی آنها مستقیما هر جا باشند با امام (ع) تماس می گیرند.(بحار ج 52 ص 336)

 

وب کم و چت : در عصر حکومت قائم (عج) مومنی که در شرق جهان است برادرش را که در غرب جهان است ، می بیند و برعکس مومنی که در غرب جهان است برادرش را در غرب جهان می بیند.(بحار ج 52 393)

 

از وب سایت مکتب المهدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 15:49  توسط سعید  | 

شهادت امام محمد تقی (ع)را محضر

 حضرت ولیعصر(عج)

تسلیت عرض می نماییم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 23:57  توسط سعید  | 

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند: تعطیل است کار عشق بازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

قیصرامین پور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:11  توسط سعید  | 

 بسم الله الرحمن الرحیم

برای شروع این وبلاگ اول تفالی به دیوان خواجه زدیم این بیت آمد:

     آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست                      هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

 

          ماشبی دست برآریم ودعایی بکنیم                     غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم

           دل بیمار شد از دست رفیقان مددی                       تا طبیبش بسر آریم ودوایی بکنیم 

                                                                                                                          حافظ                        

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 9:47  توسط سعید  |