تبليغاتX
یاسهای منتظر
مخصوص منتظران ظهور

درد و دل رهبر عزيزمان با آقا

ای سید ما ای مولای ما (عج) ،

 ما آنچه باید بکنیم انجام میدهیم و آنچه باید
گفت گفتیم و خواهیم گفت،من جان ناقابلی دارم،
جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به من دادید، همه اینها را در راه این انقلاب و این اسلام فدا خواهم کرد. اینها هم نثار شما باشد.

سید ما مولای ما دعا کن برای ما. صاحب ما و صاحب این کشور و صاحب این انقلاب تویی.
پشتیبان ما شما هستی. ما این راه را ادامه خواهیم داد .با قدرت هم ادامه خواهیم داد. ما را با دعای خویش پشتیبانی فرما. (مقام معظم رهبری)

http://www.sarbaze-mahdi.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 8:39  توسط سعید  | 

اين عيد فطر است كه جشن گرفته ايم

كي مي شود كه عيد  حضور تو  را جشن بگيريم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 0:22  توسط سعید  | 

انتظار ظهور «منجى» در بين يهود و نصارى

نويسنده آمريكايى كتاب «قاموس مقدّس»، درباره شيوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پيدايش يك «منجى بزرگ جهانى» در ميان قوم «يهود» چنين مى نويسد:

عبرانيان منتظر قدوم مبارك «مسيح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارك . . . مكرّراً در «زبور» و كتب انبيا، على الخصوص، در كتاب «اشعيا» داده شده است. تا وقتى كه «يحياى تعميد دهنده آمده، به قدوم مبارك وى بشارت داد، ليكن يهود آن نبوآت (پيشگوييها) را نفهميده با خود همى انديشيدند كه «مسيح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ايشان را از دست جور پيشگان و ظالمان رهايى خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّى خواهد كرد.

نويسنده كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در كتاب خود ازيهوديان، زبان به شكايت مى گشايد كه دعوت عيساى مسيح را بعد از آن همه اشتياق و انتظار، سرانجام نپذيرفتند و او را مسيح واقعى نپنداشتند و او را با مسيح موعودى كه سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسين و مژده اش را كتاب مقدّسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى كردند، مطابق نيافتند. از اين رو، با او به دشمنى برخاستند، حتّى وى را جنايتكار به ملّت اسرائيل، و تعاليمش را، ضدّ آرمان اساسى كتب مقدّس (عهد عتيق)(تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاكمه اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنان با احساس غبنى جانكاه مجدداً در انتظار «مسيح موعود» و رهايى بخش از رنج و ستم، نشستند.

مسيحيان، با اين كه حضرت عيسى(عليه السلام) را «مسيح موعود» يهوديان مى دانستند، چون نسبت به پيروى او احساس ناتمامى كردند، يكباره اميدشان از «زمان حال» بركنده شد; حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار «مسيح» و بازگشت وى از آسمان، در پايان جهان نشستند.

طبق نوشته «مستر هاكس» آمريكايى، در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» كلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجيل» و ملحقات آن (عهد جديد) به كار رفته كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيسى(عليه السلام) قابل تطبيق است، و 50 مورد ديگر از «مصلح» و نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد.

مسيح هاى دروغين

اعتقاد به ظهور يك «منجى بزرگ جهانى» و اشتياق، به ظهور يك رهبر آسمانى در ميان يهود و نصارى، آن چنان اصيل و ريشه دار است كه در طول تاريخ اين دو ملّت، مدّعيان شگفتى را پديد آورده، و افراد زيادى پيدا شده اند كه خود را به دروغ (مسيح موعود) معرّفى كرده اند. به طورى كه صاحب كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در باره شماره مدّعيان دروغين «مسيح موعود» مى نويسد:

24نفر مسيحيان (مسيح هاى) دروغگو در ميان بنى اسرائيل ظاهر گشتند كه مشهورترين و معروفترين آنها «بركوكبه» است كه در اوايل قرن ثانى مى زيست. و آن دجّال معروف ادّعا مى نمود كه رأس و رئيس و پادشاه قوم يهود است.

و در سنه دوازدهم حدودا ده نفر از مسيحيان، ـ يعنى: مسيح هاى دروغگو ـ ظاهر گرديده، جمعى را به خود گروانيده، و اين مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعى كثير نيز در آن معركه، طعمه شمشير گرديدند. و آخرين مسيحيان ـ مسيح هاى دروغگو ـ) مردخاى) است. او شخصى بود آلمانى كه در سال 1682 ميلادى ظهور كرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فرارى گرديده معدوم الاثر شد.

نويسنده كتاب «ديباچه اى بر رهبرى» بعد از نقل اين جريان از كتاب «قاموس كتاب مقدس» مى نويسد:

متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمريكايى ـ كتاب «قاموس كتاب مقدّس» به زبان فارسى، كه سالها نيز ساكن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعيان «مسيحائى» و همچنين درباره آخرين كسى كه به عنوان «مسيح موعود» قيام كرده است، نارساست.

شماره اين مدّعيان، به مراتب بيشتر از آن است كه وى يادآور شده است، همچنين قيام «مردخاى» آلمانى در قرن هفدهم، واپسين قيامى نيست كه تاريخ مسيحيّت آن را به ياد مى آورد. تنها طى دو قرن هيجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسيح موعود» ظهور كرده اند، و اغتشاشهايى را هم دامن زده اند، و پاره اى از آنان نيز به كيفر رسيده اند.

البته به موازات دين مسيح، در دين يهود نيز، مسيح هاى دروغين متعدّد ظهور كرده اند. از جمله، يكى از مسيح هاى يهودى، «داود آل روى» از يهوديان ايران است. او در اواسط قرن دوازدهم در ميان يهوديان ايران، مدّعى شد كه او «مسيح موعود» است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:37  توسط سعید  | 

از  بهر  دیدن  تو   گیرد  دلم    بهانه       

                                             بر هر دری زنم تا یابم ز تو نشانه

در جستجویت ای گل آواره گشته ام من     

                                         گو در کدام گلستان کردی تو آشیانه

ای آشنای دردم بنگر تو روی زردم           

                                           منما ز خویش تردم ای در کرم یگانه

بنگر که از فراقت،از درد اشتیاقت       

                                            دیگر نمانده طاقت ای منجی زمانه

ای مژده رهایی مردم من از جدایی         

                                    کی چهره می نمایی زان ملک بی نشانه

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:33  توسط سعید  | 

سالی دیگر هم بدون درک حضورت گذشت...

وای بر من!

هرچند این از بی معرفتی ام نسبت به توست که حضورت را حس نمی کنم.

خدا کند امسال دیگر سال ظهور باشد. نه! چرا امسال؟ درست آن است که بگویم امروز و حتی همین ساعت و لحظه...

دریاب! دریاب! دریاب!

روی تو جویم یا مهدی...

...و  روزهای پایان سال  از خوف نیامدنت چنین می خواندیم که:

عشق از من و نگاه تو تکمیل می شود

روزی تمـام مـن به تـو تبدیـل مـی شود

موعود هفـــت سیــن اهــــورایـی بهــار

امسال هم بدون تو تکمیل می شود؟؟؟

و چون بدون تو گذشت این چنین از دل ندا سر دادیم که:

روزها بگذشت وتقويم زمان تکميل شد

سالمان با صوت حول حالنا تحويل شد

باز هم بر ما به خــاک افتـادگان درگهت

صبح غمگين بدون حضرتت تحميل شد

***

و خلاصه ی کلام این که:

من به بهاران کارم نیست، روی تو جویم یا مهدی-روحی فداک-...

محبوب من کجایی...؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 9:50  توسط سعید  | 

فهرست عناوین

1ـ انتظار

انتظار در لغت

انتظار در اصطلاح

انتظار، امید به آینده ای نوید بخش

انتظار فرج در اسلام

انتظار از نگاه روایات

مفهوم صحیح انتظار

 

 

 

1ـ انتظار

مطابق بسياري از آيات قرآن كريم و روايات فراواني كه از ائمة معصومين(عليهم‌السلام) رسيده است بشر در طول دوران زندگي فردي و اجتماعي خود، مرهون نعمت انتظار است، و اگر از حالت انتظار خارج شود و اميدي به آينده نداشته باشد، زندگي برايش مفهومي نخواهد داشت.

آنچه انسان را به زندگي اميدوار مي‌سازد و نگراني‌ها و ناراحتي‌ها را براي او آسان مي‌نمايد، انتظار و اميد به آينده است. آدمي در پرتو همين انتظار، رنج‌ها و گرفتاري‌ها را تحمل مي‌كند و با كشتي اميد و آرزو در درياي متلاطم و طوفان زاي زندگي به سير خود ادامه مي‌دهد. بنابراين، اگر اميد از انسان گرفته شود و انتظار از جامعه رخت بربندد، ادامة حيات و زندگي براي بشر، بي‌روح و بي‌لذت و بي‌معنا خواهد بود، اين انتظار است كه به زندگي صفا و جلا مي‌‌بخشد و زندگي را براي آدمي لذت بخش مي‌كند و او را به حركت و جنبش وا مي‌دارد و دلش را به ادامة زندگي، علاقه‌مند مي‌سازد.

نكته قابل توجه اين است كه بر هر فرد مسلمان و هر كس كه بخواهد با روح تعاليم متعالي اسلام و حقيقت برنامه‌هاي تربيتي اين مكتب انسان‌ساز آشنا شود، قبل از هر چيز، درك صحيح و شناخت درست مفاهيم واقعي واژه‌ها و اصطلاحات اسلامي لازم و ضروري است.

يكي از واژه‌هايي كه بايد با تأمل و دقت زياد به آن پرداخته شود واژة «انتظار» ا ست كه مربوط به ظهور آخرين حجت خداوند و مصلح آخرالزمان حضرت مهدي(عليه‌السلام) است.

اينك براي شناخت كامل انتظار، نخست دربارة معنا و مفهوم كلمة انتظار از نظر لغت و مذهب بحث مي‌كنيم، سپس دربارة انتظار فرج در اسلام و قرآن سخن مي‌گوييم. به بررسي وظايف منتظران در عصر غيبت مي‌پردازيم.

 

 انتظار در لغت

انتظار در لغت، به معناي چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعي اميد به آينده داشتن است؛ آينده‌اي زيبا و روشن و سرشار از صفا، آرامش و امنيت. .

 انتظار در اصطلاح

انتظار كيفيتي روحي است كه موجب به وجود آمدن آمادگي براي ظهور و درك منتظَر مي‌شود، و ضد آن يأس و نااميدي است. هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگي نيز بيشتر است؛ و گاه حالت انتظار به پايه‌اي مي رسد كه خواب را از چشم مي‌ربايد، و هر چه عشق به منتظَر افزون باشد آمادگي براي آمدن او نيز افزون مي‌گردد و فراق دردناك مي‌شود تا جايي كه منتظِر به چيزي جز منتظَر نمي‌انديشد، و تمام آمال و آرزوهايش را در آيينه وصال او به تماشا مي‌نشيند. از اين رو  و همة درد‌ها و سختي‌ها و مشكلات را در راه رسيدن به او تحمل مي‌كند.

 انتظار ، امید به آینده ای نوید بخش

از نظر مذهب، انتظار حالتي است كه از تركيب ايمان به خدا و اعتقاد كامل و راسخ به مباني دين و اشتياق و علاقه به ظهور رهبري الهي و آسماني ـ كه بتواند با مدد خداوند، مردمان جهان را تحت فرمان يك آيين درآورد و ستمگران را سر جاي خود بنشاند و آيين توحيد و يكتاپرستي را رواج دهد و حكومت قسط و عدل را در تمام زمين برقرار نمايد ـ به وجود مي‌آيد و در درون آدمي شعله مي‌كشد و آمال و آرزوهاي انساني و رفتار فردي و اجتماعي وي را دگرگون مي‌كند.

انتظار از نظر دين و مذهب، به معناي «اميد و آرزو» است؛ اميد به آينده‌اي نويد بخش و سعادت آفرين، اميد به آينده‌اي كه در آن جهانيان از مفاسد و بدبختي‌ها رهايي يافته، و بشر راه خير و صلاح را در پيش گيرد و دنيا در پرتو تحقق عدل الهي، مدينة فاضله‌اي گردد.

اين معناي انتظار فرج از نظر دين است كه در حقيقت به معني چشم به راهي براي تحقق حق و عدل و پيروزي دين و برقراري نظام عدل الهي، مي‌باشد.

بر اين اساس، شكي نيست كه انتظار فرج، میل فطری همة انسان‌ها و خواستة مشترك تمامي ملل و اديان دنياست و زمان و مكان نمي‌شناسد و به قوم و گروهي اختصاص ندارد.

اعتقاد به قيام يك منجي در آخرالزمان كه زمين را پر از عدل و داد مي‌كند و به طور معجزه آسا ظلم و جور را ريشه كن مي‌سازد پايه ايمان را مستحكم مي‌كند و نهال اميد را در دل بارور مي‌روياند.

اين عقيده، يكي از آرزوهاي مهم و ديرين بشر است و جاي هيچ شگفتي نيست اگر مي‌بينيم كه در هر زمان، انسان، اميدوار به آينده‌اي بهتر بوده است. عامل عمده اعتقاد به ظهور منجي در آخرالزمان ايمان است. اين ايمان عاملي بسيار قوي و نيرومند است كه با وجود آن انسان هرگز با سختي‌هاي روزگار و تراكم ناملايمات و گرفتاري‌هاي زندگي، روحيه خود را نمي‌بازد و اميد نجات و رستگاري را از دست نمي‌دهد. براي اين كه اين موضوع بهتر روشن شود به بحث و بررسي انتظار فرج در اسلام و مذهب تشيع مي‌پردازيم:

   

انتظار فرج در اسلام

انتظار فرج در اسلام و به ويژه در مذهب تشيع، عبارت است از ايمان استوار به امامت و ولايت حضرت ولي عصر(عليه‌السلام) و اميد به ظهور آن آخرين ذخيره الهي و آرزوي فرا رسيدن روزگار رهايي مستضعفان از چنگال مستكبران، و تمام شدن دوران ظلم و ستم طاغوتيان، و پيروزي نهايي مؤمنان، و آغاز حكومت صالحان، تا پايان جهان است. كه اين انتظار دربردارنده تمامي مباني اعتقادي اسلام است.

انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعي آمادگي است. آمادگي براي پاك شدن، پاك زيستن و دور ماندن از زشتي‌ها و آمادگي براي حركتي مستمر و دائم، با تلاش و كوششي پي‌گير و خستگي ناپذير توأم با خود سازي در مرحله اول و دگر سازي در مراحل بعدي و سرانجام آمادگي براي شركت در انقلاب جهانی حضرت مهدي(عليه‌السلام) كه آغاز آن ظهور حضرت و فرجام آن، شكست تاريكي‌ها و ظلم‌هاست و نتيجه آن، برپايي حكومت عدل الهي و تحقق قول و پيمان خداوند به عزت بخشي مؤمنان است.

پس از روشن شدن اهميت انتظار در زندگي بشر، به بررسي انتظار فرج در آيات و روايات مي‌پردازيم تا مفهوم صحيح آن را دريابيم.

حال براي روشن شدن مطلب به سراغ متون اصيل اسلامي و روايات پيشوايان معصوم(عليهم‌السلام)مي‌رويم و لحن گوناگون آيات و رواياتي را كه از ائمه معصومين(عليهم‌ السلام) درباره مسأله انتظار و ارزش و اهميت اين عقيده اصيل رسيده است، مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 

انتظار از نگاه روايات

در روايات و سخنان حيات بخش پيشوايان شيعه، گلواژه انتظار مفهومي بس ژرف و پرارج دارد. گويا انتظار زيبا‌ترين و كامل‌ترين جلوة بندگي حق تعالي است، به گونه‌اي كه رسول خدا(صلي الله عليه و آله) انتظار فرج را برترين عبادت و افضل اعمال امتش مي‌خواند.[1] به همين تناسب در فرهنگ ديني و در روايات ما، منتظران از جايگاه والا و ممتازي برخوردارند و تعابير مهمی در مقام و منزلت آن‌ها بیان شده تا جائيكه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) آنان را برادران خود مي‌نامند و اميرمؤمنان علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: منتظران امر ما مانند كساني هستند كه در راه خدا به خون خود غلطيده‌اند.[2] و امام سجاد(عليه‌السلام) دربارة ايشان مي‌فرمايند:

مننتظران ظهور برترين مردمان همه روزگارانند،[3] كه خداوند به ايشان اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد عطا مي‌كند.[4] آنان به مجاهدان پيكارگري مانند كه در پيش روي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) با شمشير نبرد مي‌كنند.[5]

امام كاظم(عليه‌السلام) دربارة شيعيان و منتظران عصر غيبت مي‌فرمايند: خوشا به احوالشان، به خدا سوگند آنان در روز قيامت، در مرتبة ما و با ما خواهند بود.[6]

به راستي، سِرِ برخورداري منتظران از چنين جايگاه رفيع و منزلت بي‌بديلي كه فرشتگان مقرب الهي نيز به آنان غبطه مي‌خورند، در چه چيزي نهفته است؟ هر چه هست به حقيقت انتظار برمي‌گردد.

مگر انتظار چيست كه تا اين حد كمال آفرين و تكامل بخش است؟ اين چه حقيقتي است كه انسان را به مرتبة ملكوتيان و بالاتر از آنان سوق مي‌دهد.

آری! این ها همه به مفهوم واقعی انتظار و وظایف منتظران بر می گردد که در این قسمت پیرامون آن توضیحاتی به خوانندگان محترم ارائه می دهیم:

 مفهوم صحيح انتظار

مفهوم مذهبي انتظار، اميد به آينده است، آينده‌اي كه در آن مردم جهان، از زور و فشار و استبداد و تسلط نظام‌هاي غلط، نجات پيدا كنند و رژيم‌هاي ضد انساني از ميان بروند و زندگي پر نشيب انسان‌ها آكنده از صلح و امنيت گردد و حق پرستان پيروز، و باطل گرايان نابود شوند.

آنچه از مجموع آيات و روايات اسلامي و مفهوم خود كلمه انتظار استفاده مي‌شود اين است كه انتظار، در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، عامل رشد و اصلاح، مقاومت و پيشرفت، بيداري و حركت، و از عقايد انقلاب آفرين و ريشة اصل قيام جهاني حضرت مهدي(عليه‌السلام) است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 15:52  توسط سعید  | 

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند: تعطیل است کار عشق بازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

قیصرامین پور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:11  توسط سعید  |