تبليغاتX
یاسهای منتظر
مخصوص منتظران ظهور
 

تقصير تو نيست . . .

مقصر منم كه نيامدي !

اگر اولين جمعه كه به غروب رسيد

و از آمدنت خبري نشد من از فراق مرده بودم

و اگر پايان هر هفته چند تا جنازه مثل من

روي دست جمعه ميماند تو تا حالا آمده بودي . . .

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 21:34  توسط سعید  | 

 

ديشب كسى براى تو سجاده وانكرد
بغضى ترك نديد و گلويى صدا نكرد
انگار ما بدون حضور تو راحتيم
وقتى كسى براى ظهورت دعا نكرد

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 21:17  توسط سعید  | 

عمري به انتظار نشستم نيامدي
دل را به روي غير تو نبستم نيامدي
دل را براي آمدنت مهربان من
روزي هزار بار شکستم نيامدي
امروز هم که با همه بي پناهي ام
عاشق تر از هميشه ات هستم نيامدي
گفتم اگر بيايي اي مهربان ترين
بعد از خدا ترا بپرستم نيامدي
گفتند سبزپوش تو از کعبه مي رسد
هر جمعه رو به قبله نشستم نيامدي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 8:32  توسط سعید  | 

ديشب كسى براى تو سجاده وا نكرد
بغضى ترك نديد و گلويى صدا نكرد
انگار ما بدون حضور تو راحتيم
وقتى كسى براى ظهورت دعا نكرد

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 23:29  توسط سعید  | 

چه انتظار عجیبی!

توبین منتظران هم عزیز من چه غریبی!!!

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت.

چه بی خیال نشستیم

نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم

خدا کند که بیایی..........

http://saniyehaye-entezar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 22:57  توسط سعید  | 

ای امید بی پناهم
 
موعودا! دیرهنگامی است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره های اشتیاقت، سوخته ایم .
باغ آرزوها به شوق بهارروی تو خزانها را می شمارد و چکامه های خونین شقایق را می نگارد;
نرگسها داغ هجر تو بر سینه دارند;
عروسان چمن جز به مژده جمال دلارایت سر زحجله عیش برنیارند;
ای دست دست کردگار!
معراج نشینی بگذار از پرده غیبت به درآی و رخسار محمدی بنما;
که خیل منتظران در فرودست وعیدهای دنیایی ، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند. ای گوشوار عرش الهی! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین ، بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سرخوشیم ; هر صبح و مسا، یاد طلوع تو را در سینه می پرورانیم و پرتو چهر تو را در دیده نقش می زنیم.
ای امید بی پناهان ، بیا ... بیا . از ثری تا به ثریا، دلهای بی قراران ، شیدای یک نگاهت .
از سوی تا ماسوی جانهای بی پناهان ، نثار قدمهایت .
بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشان و قضای عهد انتظار را دستی برافشان.

http://www.ya-emamzaman.mihanblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 20:37  توسط سعید  | 

صبح ِطلوع ِ شعر و غزل ، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعای تو



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 0:19  توسط سعید  | 

اي كاش علي شويم و عالي باشيم

هم سفره كاسه سفالي باشيم

چون سكه به دست كودكي برق زنيم

نان آور سفره هاي خالي باشيم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 10:15  توسط سعید  | 

.:اباصالح:.

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتي ياد ما هم باش

نجف رفتي کربلا رفتي کاظمين رفتي ياد ما هم باش

مدينه رفتي به پابوس قبر پيغمبر مادرت زهرا

به ديدارقبقر بي شمع مجتبي رفتي ياد ما هم باش

زيارت نامه که ميخواني در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفي از کوچه ها رفتي ياد ما هم باش

بغل کردي قبر مادر را جاي ما هم او ار زيارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتي ياد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتي يادما هم کن چون زدي بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتي ياد ما هم باش

بزن بوسه جاي ما روي قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

براي بوسيدن آن دردانه ها رفتي ياد ما هم باش

نماز حاجت که ميخواني از براي فرج ياد ما هم باش

شدي محرم در مراسم حج يا صفارفتي ياد ما هم باش

دعا کردي از براي معراج التماس دعا ياد ما هم باش

به هرجا رفتي برو مهدي هر کجا رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

به ياد اين نوکر درب آستان رفتي ياد ماهم باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:38  توسط سعید  | 

سالار من حب دنیا و شهوات بر دل مردمان چیره شده . دین جز لغلغه ای بر زبانها نیست.خدایان عصر جدید با نقاب روشنفکری آمال و آرزوهای شیاطین را تحقق می بخشند. و با القاعات گمراه کننده به فریب خلایق همت گماشته اند. عجبا و حیرتا از این لشکر خدایان . پول ثروت ویلا اتومبیل موبایل ماهواره و و و....¡ به امام زمان اظهار ارادت میکنیم اما خانه ی دنیا و خانه ی دلمان پر از خدایان دروغین و منفوری است که ساحت مقدس مومنین از آن به دور است . مرگ به سرعت در راه است و آدمی را جز حرص و غفلت فرا نمیگیرد .پس کی باید به سوی خدا برویم ؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:35  توسط سعید  | 

در دل خود كشيده ام نقش جمال يار را


پيشه خود نموده ام حالت انتظار را


ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن

 
صيد نموده مرغ دل برده از او قرار را


سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل


تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را


دولت وصل او اگر يكشبي آيدم بكف


شرح فراق كي توان داد يك از هزار را


چشم اميد دوختن درره وصل تابكي


برده شرار هجر او از كفم اختيار را


ايمه برج معدلت پرده زچهره برفكن


شوي زچشم عاشقان زآب كرم غبار را


سوختگان خويشرا كن نظر عنايتي


مرهمي از كرم بنه ايندل داغدار را

حيرانرا از جلوه اي از رخ خويش مات كن


تا رهد از خودي خود ترك كند دياررا


+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:39  توسط سعید  |