تبليغاتX
یاسهای منتظر - هوای تو...
مخصوص منتظران ظهور

صبح ِطلوع ِ شعر و غزل ، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعای تو

یعنی دوباره... با تو من از خواب می پرم
با موج های ملتهب خنده های تو

حس می کنم که جنبش قلب و رگان من
تنظیم می شوند به آهنگ پای تو

یعنی که رگ رگ تن من شوق می شود
یعنی که تنگ می شود این دل برای تو

احساس می کنم که تو من می شوی و من
یک لحظه خواستم که بیایم به جای تو

یک لحظه خواستم ... به خوبی تو باشم و دلم
یک لحظه
! یک دقیقه! ... شود آشنای تو

... تازه سلام اول این قصه می رسد
پر می شود تمام من از ماجرای تو

گنجشک می شوی و قناری نغمه خوان
در گوش من ترنم نرم صدای تو

تو خوبی آنقدر که هوا خوب می شود
اصلا هوای من شده خوب از هوای تو

خورشید هم به قدر تو زیبا و خوب نیست
گل ، سعی می کند که در آرد ادای تو

اصلا خودت بگو که چه کردی که ساختت
این سان لطیف و ناز و معطر ، خدای تو ؟

خوابم گرفته با تغزل آرام در صدات
آرام می شود دوباره دل از لای لای تو

صبحانه حاضرست ، بفرما غزل بنوش
طعم بهشت می دهد امروز چای تو
!!!

برنامه چیست ؟ زل زدن محض در نگات
اکران ماندگار تو و سینمای تو

حالا منم و لطف تو هر لحظه بیشتر
هی سوء استفاده می شود از این حیای تو

من چیزهای خوب زیادی نداشتم
!
می فهمم آخر ارزش و قدر و بهای تو

می فهمم اینکه نوری و آب و درخت و ...آه
می دانم اینکه توی جهان نیست تای ِ تو

...مي دانم اينكه جهان ، تلخ و شور و سرد
سنگ و سیاه و سخت تمامش
؟! ، سوای تو!

من سی و شش سال خودم را نوشته ام
می ریزم این تمام خودم را به پای تو

اصلا برای چیست من اینقدر حرف ... حرف
...
اصلا تمام زندگی من فدای ِ تو

تو خوبی انقدر که هوا خوب می شود
اصلا هوای من شده خوب از هوای تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 0:19  توسط سعید  |